سلام

خرید بک لینک
دور از آغوش تو در عمق جهنم هستمدردناک است به این فاصله ملزم هستمباورم بود یکی آمده و می ماندباز بر باور یک معجزه محکم هستمدرد، تکرار "دویدن نرسیدن" بودهزخم سر باز شده، در پی مرهم هستمبغض، بد راه نفس های مرا سد کردهابر دلتنگی یک بارش نم نم هستموزنه ی روح مرا جسم تحمل کردهگوژ بر پشت، به زیر غم خود خم هستمگرچه اندازه ی دستان تو آغوش من استخیلی از زاویه ی دید خودم کم هستمراز تشویش دلم، راه به دریا زدن استوقت رقصیدن امواج چه درهم هستمباید از باغ دلت عقده گشایی بکنمپیش لبخند قشنگ گل مریم هستممریم سهرابی سلام...

ما را در سایت سلام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 31 تاريخ: يکشنبه 6 اسفند 1402 ساعت: 17:08

قلّه در قلّه ی احساس به زیر ستم استکوه کوه از غم سنگی شده بر روی هم استکاش خورشید، لب پنجره را می بوسیددایره دایره از روشن آئینه کم استسر دلباختگی تا ته آن ناپیداستتا رسیدن به جنون فاصله ام یک قدم استخنده ای را به دو سوی لبم آویخته اممی روم خانه ی غم، شانه به شانه ام غم استخانه ای سوخته در سمت چپم. می فهمی؟نام من تکّه ی پیدا شده ی مر و یم استخاطرم آه چهل سال به غم آلوده استموی خاکستری ام حاصل رنج دلم استو تن آلوده ی ویروس تکبر شده استروح افتاده تر از سرو صبوری است خم استکم بخواه از قفس عشق تو آزاد شوممرغ پر کنده در این رابطه ثابت قدم استبین هر بوته به دنبال دلم می گردمردّ یک قبر فراموش شده در ارم استمریم سهرابی سلام...

ما را در سایت سلام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 34 تاريخ: يکشنبه 6 اسفند 1402 ساعت: 17:08

به جز او را نمی خواهد دلم اصلن، نمی فهمدنه تنها روح عصیانگر که من را تن نمی فهمدالفبای دلم هرگز ندارد واژه جز عشقشغزل های عزاداری که مرد و زن نمی فهمدبرای ماهی تنگی که فکرش پیش آزادی استچه دردی می کشد دریا ولی روزن نمی فهمداگر مانند خورشیدی که آتش را بغل کرده،خودم را هم بسوزانم، خدای من، نمی فهمداز این گفتار روشن تر چه کس می گوید از حالش؟من سرباز زخمی را به جز دشمن نمی فهمدهزاران بار پرسیدم: مگر قلب تو از سنگ است؟تو را تا دوست می دارم دلم نشکن. نمی فهمدنفهمی درد پنهانی است در دل های آدم هابه جز او را نمی خواهم، کسی اصلن نمی فهمدمریم سهرابی سلام...

ما را در سایت سلام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 33 تاريخ: يکشنبه 6 اسفند 1402 ساعت: 17:08

صفحه بندی