به جز او را نمی خواهد دلم اصلن، نمی فهمدنه تنها روح عصیانگر که من را تن نمی فهمدالفبای دلم هرگز ندارد واژه جز عشقشغزل های عزاداری که مرد و زن نمی فهمدبرای ماهی تنگی که فکرش پیش آزادی استچه دردی می کشد دریا ولی روزن نمی فهمداگر مانند خورشیدی که آتش را بغل کرده،خودم را هم بسوزانم، خدای من، نمی فهمداز این گفتار روشن تر چه کس می گوید از حالش؟من سرباز زخمی را به جز دشمن نمی فهمدهزاران بار پرسیدم: مگر قلب تو از سنگ است؟تو را تا دوست می دارم دلم نشکن. نمی فهمدنفهمی درد پنهانی است در دل های آدم هابه جز او را نمی
خواهم، کسی اصلن نمی فهمدمریم سهرابی سلام...
ما را در سایت سلام دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 33 تاريخ: يکشنبه 6 اسفند 1402 ساعت: 17:08